تا صدای زمین خاموش شود؛
اما هر گرهای که بر گردنی نشست،
هزار فریاد از دل مردم برخاست.
راز آزادی را بهتر از کاخها میدانند؛
آنجا که شب،
نام زندانی را زمزمه میکند
و صبح،
با چشمهای منتظر مادران طلوع میکند.
پایان یک انسان نیست؛
اعتراف قدرتی است
که از اندیشه میترسد،
از پرسش میترسد،
از مردمی که سکوت را نمیپذیرند.
حکومتها میآیند و میروند،
اما خون بیگناهان
از حافظهی ملت پاک نمیشود.
که طنابها پوسیده باشند،
سلولها خالی،
و عدالت،
نه در شعار،

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر