برای آزادی، شبکه مدافعین حقوق بشر در ایران
Translate
۱۴۰۵ خرداد ۱۷, یکشنبه
وارثانِ دار
به نامِ دین، به نامِ خدا
چه خون که ریخت رویِ خاکِ ما
عمامه بر سر و دستها به زر
حکمِ مرگ آمد از پسِ منبر
نه عدل ماند و نه آبرو
فقط طناب و هراس و گلو
به جرمِ فکر، به جرمِ سخن
جوانهها را بریدند زِ بُن
مادر کنارِ عکسِ پسر
پیر شد از داغِ چشمِ تر
گفتند: «حق»، ولی با تفنگ
گفتند: «نور»، ولی با درنگ
زندان پُر از صدایِ شکست
اما صدایِ مردم نَشکست
سالِ هزار و چهارصد و چهار
بویِ گلوله آمد و دار
از کوچه تا دلِ دانشگاه
پیچید صدایِ خشم و نگاه
شیخِ ستم، تو رفتنیای
در محکمهٔ مردم، خواندنیای
تاریخ اگرچه دیر قضاوت کند
نامِ ستمگر را رسوا کند
میماند از تو فقط یک نشان
ویرانهای از ترس و زندان
اما ز خونِ این همه جان
سبز میشود دوباره ایران
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر
پیام جدیدتر
پیام قدیمی تر
صفحهٔ اصلی
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر