Translate

۱۴۰۵ فروردین ۳۱, دوشنبه

وقتی این شب تمام شود

 



این شهر پُر از دود و نفس در خطر است


سال‌هاست که این چرخ ستم در سفر است


بعد از آتش‌بس، قبل از انفجار

 



این صُلح کِ گفتَند، نَفَسی مُختَصَر اَست


پُشتِ سُکوتَش، نَفَسِ جَنگ بَر اَست


خاموشی در میانه‌ی جنگ


 


این شهر پُر از دود و خبرهای ناتمام اَست


اینترنت که قطع است، جهان پشتِ نقاب اَست


۱۴۰۴ اسفند ۱۹, سه‌شنبه

وطن در میان آتش و امید


 

کجای این تظاهرها نشان از عشق و ایمان است؟

به هر سو می‌رود فریاد، ولیکن خانه ویران است


اگر خواهان آبادی، قدم نه در مسیر حق

که این ملک از دورو بودن، فقط در خون و خسران است


از گرمابه تا منبر


 

منصوریِ حمّامیِ بد حجم چغر ک..یر

کردی به دلش قمبل کونِ پسری گیر


گفتا که پسر نام نکوی تو چه باشد

ما را ز جمال و ز وقارِ تو خوش آمد


فریادِ حقیقت در برابرِ دینِ ستم

 



چو ناراست آید سخن سوی جان

حقیقت نیاید به چشمِ روان


نه کس داند این زندگی بهر چیست

نه گیتیِ بی انتها ملک کیست